![]() |
For that Special Someone ! |

با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
با صد تا دریا پر عشق و اشتیاق و پولک
یه قلب عاشق با یه حس بی قرار و کوچک
فقط می خواد بهت بگه تولدت مبارک

خیام نیشابوری به اقتضای سن چندین بار افکار عقایدش عوض شده در ابتدا لاابالی و شرابخوار و کافر بوده و مرتد بوده و در آخر عمر سعادت رفیق او شده راهی به سوی خدا پیدا کرده و شبی روی مهتابی مشغول باده گساری بوده! ناگاه با د تندی وزیدن میگیرد و کوزه و شراب روی زمین می افتد و میشکند آن وقت خیام بر آشفته به خدا میگوید:
ابری می مرا شکست ربی
بر من در عیش ببستی ربی
من میخورم و تو میکنی بد مستی
خاکم به دهن مگر تو مستی ربی
خدا غضب میکند صورت خیام سیاه میشود و خیام دوباره میگود:
ناکرده گناه در جهان کیست؟ بگو
آن کس که گنه نکرده چون زیست؟ بگو
من بد کنم و تو بد مکافات دهی
پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو
خدا هم او را می بخشد و رویش درخشیدن می گیرد و قلبش روشن میشود بعد میگوید: (( خدایا مرا به سوی خودت بخوان! )) آن وقت مرغ روح از بدنش پرواز میکند
منبع: (( کتاب زندگینامه شاعران ایرانی ))
قسم به عشقمون قسم / همش برات دلواپسم
قرار نبود اينجوري شه / يهو بشي همه کسم
راستي چي شد؟چه جوري شد؟/اينجوري عاشقت شدم
شايد ميگم تقصير توست/تا كم شه از جرم خودم
بگفت: از دار ملك آشنايي
بگفت:آنجابه صنعت درچه كوشند؟
بگفت:اندوه خرند و جان فروشند

بگفتا:جان فروشي در ادب نيست!
بگفت:ازعشق بازان اين عجب نيست
بگفتا:از دل شدي عاشق بدين سان؟
بگفت: از دل تو گويي ، من از جان

بگفتا:هر شبش بيني چو مهتاب؟
بگفت:آري، چو خواب آيد ،كجاخواب؟
بگفتا: دل ز مهرش كي كند پاك؟
بگفت: آنگه كه باشم خفته در خاك
منبع:مخزن الاسرار نظامي گنجوي
ای کاش گذر زمان در دستم بود 
تا لحظه های با تو بودن را 
آنقدر طولانی می کردم 
که برای بی تو بودن وقتی نماند 
جهان پر درد می بینم،دوا کو؟
دل خوبان عالم را،وفا کو؟
خرده گر پیشوائی عقل باشد
پس این وا ماندگان را،پیشوا کو؟
سراسر جمله عالم، پر یتیمست
یتیمی درعرب چون مصطفی کو؟
سراسرجمله عالم،پر زشیرست
ولی شیری چو حیدر،با سخا کو؟
سراسرجمله عالم،پر زنان اند
زنی چون فاطمه ،خیرالنساء کو؟
سراسرجمله عالم،پر شهیدست
شهیدی چون حسین کربلا کو؟
سراسرجمله عالم، پر امامست
امامی چون علی موسی الرضا کو؟
سراسرجمله عالم،پرزمرد ست
ولی مردی چو موسی با عصا کو؟
سراسرجمله عالم،پرحدیث است
حدیثی چون حدیث مصطفی کو؟
سراسرجمله عالم،پر ز عشقست
ولی عشقی حقیقی با خدا کو؟
منبع:حدیقة الحقیقة سنایی

عالم همه قطره اند و دریاست حسین
خوبان همه بنده اند و آقاست حسین
ترسم که شفاعت کند از قاتل خویش
از بس که کرم دارد وآقاست حسین
آنچه زيباست عزيز نيست / آنچه عزيز است زيباست و تو عزيزتريني.
گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني / آنچنان مات كه يك دم مژه بر هم نزني/ مژه بر هم نزدم تا كه
ز دستم نرود / ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني .
بگير از من تو اين دل ياد بودي / كه تنها لايق اين تو بودي / هزاران خواستند اين دل بگيرند / ندادم
چون عزيز دل تو بودي.
آخر از عشق تو ساكن در كليسا مي شوم / مي كشم دست از مسلماني مسيحا مي شوم / مي زنم بر
كشتي خود همچو نوح / يا به ساحل مي رسم يا غرق دريا مي شوم.
تو را با تيشه عشقم ميان مرمر قلبم تراشيدم / از آن پس من تو را همچون بت پرستيدم.